ه صفحه 10

هالی

(اِ.) ستارة دنباله دار منظومة شمسی با مدار گردشی برابر ۷۶ سال.

هالیوود

هامال

(اِ. ص.) نک. همال.

هامان سوز

(اِمر.) روز چهاردهم از ماه آذار (دوم) که در آن روز یهودیان صورتک‌ها می‌ساختند به نام‌هامان (وزیر خشایار شا) و بر دار می‌کشیدند و سپس آن‌ها را می‌سوزاندند.

هاماوران

(وَ) (اِ.) نام کشور یمن.

هامبورگ

هامش

(مِ) [ ع. ] (اِ.) حاشیة کتاب یا نامه.

هامن

(مُ) (اِ.) نک هامون.

هامه

(مِ یا مَ) [ ع. هامة ] (اِ.) ۱- سر هر چیز. ۲- پیشانی. ۳- فرق سر، تارک. ۴- رییس قوم، مهتر.