ق صفحه 1

ق

قید

ق تشبه

قید تشبیه

قائل شدن

قائم

قاب

[ تر. ] (اِ.) ۱- بشقاب بزرگ و کم و بیش گود. ۲- جلد یا غلاف برخی چیزها، مانند: عینک، ساعت. ۳- جسم سخت از چوب یا غیر چوب بر گرد عکس، آینه و... که نگه - دارندة آن باشد، چارچوب.

قاب بازی

(حامص.) = قاپ بازی: در عهد شاه عباس بزرگ معمول بود که با قاب (گوسفند) بازی می‌کردند. یک طرف قاب دزد و طرف دیگر آن عاشق نامیده می‌شد.

قاب پنجره

قاب چهارچوب

قاب دستمال

(دَ) (اِمر.) دستمالی که در منزل برای پاک کردن یا خشک کردن به کار می‌رود. قابس (بِ) [ ع. ] (اِفا.) سوزنده، درخشان.