ض صفحه 1

ض

(حر.)هجدهمین حرف از الفبای فارسی، برابر با عدد ۸۰۰ در حساب ابجد.

ضااک

ضابط

(بِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- نگاه دارنده، حفظ کننده. ۲- شحنه. ۳- حاکم. ج. ضوابط.

ضابط

ضابط شهربانی

ضابط صلحیه

ضابطه

(بِ طَ یا طِ) [ ع. ضابطة ] (اِ.) قاعده، دستور.

ضابطه سازی

ضاجر

(جِ) [ ع. ] (اِفا.) دلتنگ، بی آرام از غم.