ش صفحه 1

ش

[ په. ] (ضم.) ضمیر شخصی متصل سوم شخص مفرد است. ۱- به صورت مفعولی: «دادش». ۲- به صورت فاعلی: «گفتش». ۳- به صورت اضافی: «خانه اش».

شآمت

(شَ مَ) [ ع. شآمة ] (اِمص.) شئامت، بدبختی، شومی.

شأن

(شَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- کار، حال. ۲- امر بزرگ. ج. شئون (شؤون).

شأو

[ ع. ] ۱- (مص م.) سبقت گرفتن. ۲- کندن. ۳- (اِ.) غایت هر چیز. ۴- تک، ته. ۵- مهار شتر. ۶- به شکل شتر. ۷- خاک چاه. ۸- زنبیل.

شئون

شاب

(بّ) [ ع. ] (ص.) مرد جوان. ج. شباب.

شاباش

۱ - (شب جم.) از ادات تحسین، مخفف شادباش. آفرین، خوش باش. ۲- (اِ.)پولی که در عروسی به رقاص و مطرب می‌دهند یا بر سر عروس و داماد می‌ریزند.

شابلن

(لُ) [ فر. ] (اِ.) وسیله‌ای به شکل صفحة فلزی یا پلاستیکی با سوراخ‌ها یا شکاف‌هایی به شکل حروف، اعداد یا شکل‌های گوناگون دیگر.

شابور