ذ صفحه 1

ذ

(حر.) یازدهمین حرف از الفبای فارسی، برابر با عدد ۷۰۰ در حساب ابجد.

ذؤابه

(ذُ بِ یا بَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- پیشانی. ۲- محل روییدن موی بر پیشانی. ۳- شریف و اعلای هر چیز. ۴- ارجمندی.

ذئب

(ذِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- گرگ. ۲- از صورت‌های فلکیِ جنوبی. ج. ذئاب، ذؤبان.

ذا

[ ع. ] (اِ.) صاحب، خداوند، مالک.

ذائقه

ذابح

(بِ) [ ع. ] (اِفا.) سربرنده، ذبح کننده.

ذابل

(بِ) [ ع. ] (اِفا. ص.) ۱- پژمرده، پلاسیده. ۲- لاغر، نزار. ۳- خشک شده از عطش.

ذابه

(بِ) [ ع. ] (اِفا.) سربرنده، ذبح کننده.

ذات