خ صفحه 8

خارج شدن

(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) ۱- بیرون شدن، بیرون رفتن (از خانه، شهر و غیره.) ۲- ترک کردن (اداره، موسسه و غیره).

خارج کردن

خارجاز

خارجاز

خارجه

(رِ جِ) [ ع. خارجة ] (اِ.) ۱- مؤنث خارج. (در زبان فارسی به همین صورت پذیرفته شده صرف نظر از تَأنیث آن). ۲- خارج از مملکت، بیگانه.

خارجی

(رِ) ~[ ع - فا. ] (ص نسب.) ۱- بیرونی. ۲- بیگانه. ۳- در قدیم به مخالفان خلیفه می‌گفتند. ج. خوارج.

خارجیان

خارخار

(اِ.) ۱- خارش بدن. ۲- دلواپسی، اضطراب.

خارخسک

(خَ سَ)(اِمر.) ۱- گیاهی است بیابانی با شاخه‌هایی که روی زمین می‌خوابد و خارهای سه پهلو دارد. ۲- (کن) شخص مزوّر و مردم آزار.