خ صفحه 5

خادم

(دِ) [ ع. ] (اِفا.) خدمتگزار، مستخدم. ج. خُدّام.

خادمه

(دِ مِ) [ ع. خادمة ] (اِفا.) خدمتکار زن، کنیز، کلفت. ج. خادمات.

خاده

(دِ) (اِ.) هر چوب راست و بلند.

خار

[ په. ] (اِ.) ۱- گیاهی که دارای شاخه‌های باریک و نوک تیز و خراشنده‌است، شوک. ۲- هر یک از سیخ‌های نوک شاخه‌های درختان، تیغ درخت. ۳- هر چیز نوک تیز و خراشنده. ۴- هر یک از تیغ‌های مهرة گردن.

خار

خار

خار خار

خار گوش

خار کردن