خ صفحه 3

خاتمه

(تِ مِ یا مَ) [ ع. خاتمة ] (اِفا.) مؤنث خاتم، پایان، انجام. ج. خواتیم.

خاتمه دادن

(~. دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) پایان دادن امری را، به پایان رسانیدن.

خاتمه یافتن

خاتمی

خاتن

خاتون

[ تر. ] (اِ.) ۱- بانوی بزرگ زاده. ۲- کدبانو، بی بی.

خاثر

(ثِ) [ ع. ] (ص.) ۱- بسته، دلمه شده. ۲- شوریده دل. ۳- تباه عقل گشته.

خاج

(اِ.) نرمة گوش که در آن گوشواره کنند.

خاج