ث صفحه 1

ث

(حر.) پنجمین حرف از الفبای فارسی است که در حساب ابجد برابر ۵۰۰ می‌باشد. این حرف در واژه‌های فارسی وجود ندارد. اما در اوستایی و پارسی باستان وجود داشته.

ثؤلول

(ثُ) [ ع. ] (اِ.) آژخ، زگیل ؛ ج. ثا´ لیل.

ثابت

(بِ) [ ع. ] (اِ فا.) ۱- پابرجا، برقرار. ۲- پایدار، بادوام. ۳- محقق، مدلل. ۴- مثبت.

ثابت

ثابت

ثابت

ثابت

ثابت رأی

(~. رَ) [ ازع. ] (ص مر.) آن که در عقیدة خود پابرجاست، ثابت عقیده.

ثابت شدن

(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) محقق شدن.