ت صفحه 1

ت

(حر.) چهارمین حرف از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر عدد ۴۰۰ می‌باشد.

تئاتر

(تَ) [ فر. ] (اِ.) = تیاتر. تآتر: ۱- اجرای زندة نمایشنامه. ۲- ساختمان یا تالاری که در آن نمایش اجرا شود، نمایش سرا. (فره).

تأبی

(تَ أَ بّ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) سرکشی کردن، سرباز زدن. ۲- (اِمص.) سرکشی، گردنکشی.

تأبید

(تَ) [ ع. ] (مص م.) جاوید کردن، جاودانه کردن.

تأتی

(تَ أَ تّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- آماده شدن، حاصل گشتن کار، دست دادن، فراهم آمدن. ۲- رفق و نرمی کردن.

تأثر

(تَ أَ ثُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- اندوهگین شدن. ۲- اثر پذیرفتن.

تأثل

(تَ أَ ثُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- محکم و استوار شدن. ۲- بزرگ شدن.

تأثم

(ثَ أَ ثُّ) [ ع. ] (مص ل.) باز ایستادن از گناه، توبه کردن.

تأثیر

(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- اثر کردن. ۲- نفوذ کردن ج. تَأثیرات.