ب صفحه 1

ب

(بِ) (پیش.) ۱- بر سر اسم درآید (به جای تنوین منسوب عربی) و از آن قید سازد: بیقین = یقیناً. ۲- بر سر اسم و حاصل مصدر درآید و قید سازد: بزودی. ۳- گاه بر سر اسم درآید و آن را صفت سازد: بهوش.

بئر

(بِ) [ ع. ] ( اِ.) چاه. ج. آبار.

بآژیر

(بِ) (ص.) با احتیاط، دوراندیش.

بأس

(بَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- نیرو، شجاعت. ۲- خشم، غضب. ۳- سختی، شدت. ۴- بیم، ترس.

بؤس

(بُ) [ ع. ] ( اِ.) ۱- تنگی، سختی. ۲- فشار. ؛ نعم و ~نرمی و درشتی، سستی و سختی، ناز و تنگی.

بآیین

(بِ) (ص.) ۱- کامل. ۲- نیکو.

با

( اِ.) آش: شوربا.

با

با آب و تاب

(بُ) (ص مر.) مفصل، با شرح جزییات.