ا صفحه 5

ابتدا

(تِ) [ ع ابتداء. ] (مص ل.) (اِ.) ۱- شروع و اول هرکار و هرچیز، آغاز، نخست. اول، مبداء. مق انتها. ۲- آغاز کردن، شروع کردن. ۳- در علم نحو عاری کردن لفظ از عوامل لفظی برای اسناد. ؛~ به ساکن الف - آوردن کلمه‌ای که حرف اول آن ساکن باشد. ب - بی مقدمه، ناگهانی.

ابتدا

ابتدا

ابتدا

ابتدا

ابتدا کردن

(اِ تِ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) شروع کردن، آغاز کردن.

ابتداع

(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) ۱- نوآوردن، چیز تازه‌ای آوردن. ۲- بدعت نهادن.

ابتدایی

(اِ تِ) [ ع. ابتدائی ] (ص نسب.) مقدماتی، اولی، آغاز. ؛مدرسة ~مدرسه‌ای که در آن نخستین دورة تحصیل را فراگیرد.

ابتدایی