ها

ها فارسی
  • به فارسی (اِ.) هر فصل از کتاب «یسنا». فرهنگ معین

ها

فارسی

هان

فارسی
  • به فارسی (شب جم.) به هوش باش! کلمه‌ای که برای آگاه کردن به کار می‌رود. فرهنگ معین

هان

فارسی

رها

فارسی
  • به فارسی (رَ) (ص فا.) خلاص شده. فرهنگ معین

هال

فارسی
  • به فارسی (اِ.) ۱- قرار، آرامش، صبر. ۲- میله‌های ساخته شده از سنگ و گچ در کناره‌های میدان چوگان بازی. فرهنگ معین

بها

فارسی
  • به فارسی (بَ) (اِ.) قیمت، ارزش، نرخ. فرهنگ معین

هار

فارسی
  • به فارسی (اِ.) ۱- سگ گزنده که گرفتار بیماری هاری باشد. ۲- جانور درنده. (مطلقاً) فرهنگ معین

رها

فارسی