ه

ه فارسی
  • به فارسی (حر.) سی و یکمین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد ۵ در حساب ابجد. فرهنگ معین

آه

فارسی
  • به فارسی (صت.) کلمه‌ای است که برای نشان دادن درد، رنج، اسف و اندوه به کار می‌برند. آوه، آوخ، آخ و وای نیز گویند. ؛ ~ در بساط نداشتن کنایه از: از هر گونه امکان مالی محروم بودن. فرهنگ معین

وه

فارسی
  • به فارسی (وَ) (صت.) کلمه‌ای است دال بر: الف - تعجب، شگفتی. ب - تحسین، آفرین. فرهنگ معین

هم

فارسی
  • به فارسی (هَ مّ) [ ع. ] (اِ.) ۱- اندوه، حزن. ج. هموم. ۲- قصد، اراده. ۳- آن چه بدان قصد کنند. ؛~ و غم فرق بین هم و غم اصلاً در آن است که هم اندوه آینده‌است و غم اندوه گذشته و موجود. فرهنگ معین

هم

فارسی

به

فارسی
  • به فارسی (~.) (اِ.) درختی است مانند درخت سیب که پشت برگ‌هایش کرک دار است. میوه اش زرد و خوشبو و کرکدار که در پاییز می‌رسد. میوه و تخم میوه اش برای سینه و ریه نافع است. فرهنگ معین

ته

فارسی
  • به فارسی (تَ) (اِ.) پایین، زیر، قعر. فرهنگ معین

ته

فارسی

چه

فارسی
  • به فارسی (چِ یا چَ) (پس.) پسوندی است دال بر تصغیر: باغچه، کوچه، آلوچه، کتابچه. فرهنگ معین