ائمه

ائمه فارسی
  • به فارسی (اَ ئِ مِّ) [ ع. ائمة ] (اِ.) جِ امام ؛ پیشوایان، سران. ؛~ اطهار امامان شیعه. ؛~ جماعت پیش نمازان. ؛~ُالاسماء هفت اسم اول خداوند که «اسماء الهی» نامیده می‌شوند و عبارتند از: حی، عالم، مرید، قادر، سمیع، بصیر و متکلم. فرهنگ معین

زاویه قائمه

فارسی

(لَ یِ) [ ع. لوائم ] (اِ.) جِ لائمه.

فارسی

(~. چِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) مجازاً عنوانی برای ائمه یا امام زاده‌ها.

فارسی

(اِ.) ابزاری است به شکل مثلث از جنس فلز، پلاستیک یا چوب برای رسم زاویة قائمه یا آزمودن آن.

فارسی

(حَ) [ ع. ] ۱- (ص.) تازه، جدید. ۲- (اِ.) خبر. ۳- خبری که از رسول (ص) و ائمه نقل کنند. ج. احادیث.

فارسی

(مُ رَ بَّ) [ ع. ] (اِ.) ۱- چهارگوش. ۲- متوازی الاضلاعی که چهار ضلعش با هم برابر و زاویه‌هایش قائمه باشند.

فارسی

(اَ کِ) [ ع. ] جِ امکنه. جج. مکان ؛ جاها، جای‌ها، سرزمین‌ها. ؛~ متبرکه زیارتگاه‌ها و بناهای مقدس، قبور ائمه.

فارسی

(وَ تَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- زه کمان. ج. اوتار. ۲- زه یا سیم ساز. ۳- خطی است که دایره را به دو قسمت نامساوی تقسیم کند. ۴- ضلع روبروی زاویة قائمه مثلث. ۵- زردپی.

فارسی